نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
لينك ثابت
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 23:32 توسط ..::آرزو::..
..::توضيحات وبلاگ::..
نام:آرزو ساکن: ناکجا آباد عشق متولد:کوچولو بودم یادم نیست...!!! مدرسه: IQ بالاها اگر اطلات بیشتر خواستی در خدمتم