نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد.
نميخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت .
ولي بسيار مشتاقم .
که از خاک گلويم سوتکي سازد .
گلويم سوتکي باشد .
بدست کودکي گستاخ و بازيگويش
و او
يکريز و پي در پي
دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته ترسازد .
بدين سان بشکند در من .
سکوت مرگبارم را . . .
نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت
16:35 توسط آرزو| |