عاشقانه ها
بهاي عشق چيست؟ بجز عشق بهم رسيدن يعني آغاز با هم ماندن يعني زندگي و زندگي با عشق يعني كاميابي يادت مي آيد گفتي :شب من هستي كه با تو راه بروم صبح من هستي كه با تو بخندم مهتاب من هستي كه با تو درد ودل كنم صحرايم مي شوي تا در آغوشت آهسته و آرام بخوابم گردبادم مي شوي تا خشمم را كنترل كنم يادت مي آيد قرار بود در درياي دلم آرامش را به آغوش بكشم يادت مي آيد قرار بود با نسيم ملايمت برقصم ودر گوش صخرههايت فرياد بزنم ودر برابر جنگل خرم چشمهايت به زانو در بيايم........... يادت مي آيد گفتم : آتش با تمام زيبائيش مي سوزاند دريا مي بلعد جنگل با تمام وسعتش گوش به فريادهايت مي سپارد قله ها به تماشاي سقوطت مي نشينند تو آتش بودي تا مرا بسوزاني جنگل چشمهايت مرا به زانو درآورد اما با درنده ها و خزنده ها تنها يم گذاشت درياي دلت فريبم داد و مرا در خودش غرق كرد گردبادت مرا در خود بلعيد قله هاي صبورت به تماشاي سقوطم نشستند. تو عشق زيبا و فريبنده اي بودي كه با تمام زيباييهاي بيان نگاهت مرا نابود كردي من هم به خاطر تو اطرافيانم را نابود كردم....
| Design By : Night Skin |


