تبليغاتX
عاشقانه ها

دلم همچو آسمان،پرازابرهای بارانیست،

ای کاش دلم امشب بگرید،شایدکه بغض عشق در چشمانم بشکند...

هرشب از فریاد من بیداره خلق اما چه

سودآنکه باید بشنود بیدار نیست .



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 23:6 توسط ..::آرزو::..

وقتی که گریه ام میگیره دلم میگه مبارکه
قدر اشکاتو بدون هنوز چشات بی کلکه
وقتی که گریه ام میگیره یه آسمون بارونی ام
اما به کی بگم خدا من تو دلم زندونی ام

 



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 22:57 توسط ..::آرزو::..



لينك ثابت نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 15:13 توسط ..::آرزو::..

سال ۸۸ سال گاو است

پیشاپیش سال جدید را به همتون تبریک میگم

سربلند باشید



لينك ثابت نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 0:42 توسط ..::آرزو::..



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:31 توسط ..::آرزو::..

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا



لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 22:38 توسط ..::آرزو::..


وای که چقدر سر انگشت خسته بر بخار شیشه این پنجره ها کشیدم و..... تو نیامدی
نیامدی تا ببینی بی توچه تنهایم
نیامدی تا شاید وجدانت راحت بماند
نیامدی تا نشونی تمام وجودم فریاد می زد بی معرفت ترین معشوقه ی دنیا
هستی
تا یادت نیاید روزگاری که تمام دنیایم بودی



لينك ثابت نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 23:33 توسط ..::آرزو::..

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 23:32 توسط ..::آرزو::..

 

دلم را به دریا میسپارم , دریای بی کران خوبیها , دریایی که غم و اندوه

مرا پاک کند. دل قدرتی دارد که می تواند بر خوبیها حکومت کند. دل اگر

متصل به اقیانوس بی کران معنویت باشد و اگر خدایی باشد , صحنه های

زیبایی از مودت و دوستی را در زندگی ما می آفریند



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 22:39 توسط ..::آرزو::..

 

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمع از عاشقان و دلسوختگان ، قاضی

نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ

کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و

من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم...



لينك ثابت نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 20:17 توسط ..::آرزو::..